بهانه
به دلتنگی هایمـــ دست نزن
می شکند بغضــمـــــ یک وقت !!
آنگاه غرقـــــ می شوی
در سیلابـــــ اشکهایی که
بهانه ی روانــــــ شدنش هستی !! . . .
زندگی مسابقه نیست /زندگی یک سفر است /و تو آن مسافری باش /که در هر گامش /ترنم خوش لحظه ها جاریست دعایت می کنم، عاشق شوی روزی /بفهمی زندگی بی عشق نازیباست
به دلتنگی هایمـــ دست نزن
می شکند بغضــمـــــ یک وقت !!
آنگاه غرقـــــ می شوی
در سیلابـــــ اشکهایی که
بهانه ی روانــــــ شدنش هستی !! . . .
روی پـــــرده کعــبه
این آیه حک شده اســت:
نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ
و مـــن . . .
هنــــوز و تا همیشــه به همین یک آیــه دلخــوشــــم:
” بندگانم را آگاه کن که من بخشندهی مهــــربانم !
حــــــــــــــرفی...
برای گفتن نمی ماند...
وقتی دلی ...
بی هیچ گناهی شکسته باشد...
وخرده های دل ...
چنان راه نفس کشیدنت را بند بیاورد...
که هر نفست...
با درد باشد...
و مدام چشمانت...
پر و خالی از اشکی شود...
که آن هم با درد است...
حرفی برای گفتن نمی ماند...
وقتی دردی راه گلویت را بند بیاورد...
دختر :من حسودیم میشه…. موقعی که دخترا بهت نگاه میکنن!
پسر :حسودی نکن عزیزم
دختر :چرا؟!
پسر :چون تو چیزی داری که اونا ندارن!
دختر :چی؟
پسر : قلبــــــــــــــــــــم
گاهــــــی فرار می کـــنم
از فــــکر کردن به تـــــــو...
مثل رد کردن آهنـــــگی که خیلی دوســـــتش دارم...
ببینمتـــــــ . . .
گونه هایت خیس اســـتـــــ . . .
باز با این رفیق نابابـــــتـــــــــ . . . نامش چه بود ؟؟
هان یادم آمـد !! بـاران . . .
باز با " باران " قدم زدی ؟
هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . .
همدم خوبی نیست برای درد ها . . .
فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکنــــــد ...!
رفتنــــت
آن قدرها که فکر می کنی
فاجعه نیست
من مثل بیدهای مجنون ایستاده می میرم...
میکــــشم
انـــتــظـــــار را میـگویـم
تا آن روزیــــــ که بیایی
فقط!
دیر نکن . .
مـــن بی صبـرانــه میکشمـــــ !